پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
اندوه من
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 535
نویسنده : hobablink
در بند دلی سوخته و تیره و تارم

غمگین تر از آهنگ غم آلود سه تارم

پژمرده ازین سردی دلگیر زمستان

عمریست که در حسرت یک لحظه بهارم

صیاد دلم بودی و من چشم به راهم

شاید که شبی باز بیایی به شکارم

اما سخن از درد روا نیست عزیزم

وقتی که تو باشی همه دار و ندارم

اندوه من اینست که در دفتر شعرم

یک بیت به زیبایی چشم تو ندارم

 

هاتف کلانتری (رهگذر)




اتل متل
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 506
نویسنده : hobablink
اتل متل ستاره
زمستونه دوباره
لیلی قصه هامون
منتظر بهاره
میگه بهار که میشه
میاد دوباره مجنون
میاره همراه خود
دوباره دو تاگلدون
اتل متل قناری
عکسای یادگاری
درخت سبز خونه 
مشغول گریه زاری
میگه که اون قدیما 
زمستونم بهار بود
موسم عیش و نوش و
دیدن روی یار بود
اتل متل اقاقی
قصه مرد ساقی
ساقی میخونه ها
واسش نمونده راهی
میگه که آسمونش 
پر شده از تباهی
زمین و قیل و قالش
نداره جز تباهی
اتل متل بهونه
قصه دشت پونه
رهگذرم این روزا
از غم دل می خونه
میگه که غصه و غم
رسمه تو این زمونه
نداره شادی جایی 
تو این سرا و خونه

هاتف كلانتري(رهگذر)




تقديم به دوست نازنينم اسماعيل شريف نژاد
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 504
نویسنده : hobablink
وقتي كه پسر شعر ميخواند 

زيباترين موجود دنيا  

مادراست 

هرچند 

مادر هميشه زيباست




يك غزل پس از هفت ماه
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 502
نویسنده : hobablink

سالها هست غزلخوان تو هستم بانو

هر نفس بي سر و سامان تو هستم بانو

خانه ات خوب و قشنگست و من گنجشكي

كه گرفتار درختان تو هستم بانو

هرچه انكار كنم باز به من ميگويند

مرد تبعيدي يمگان تو هستم بانو

به خدا مردم اين شهر همه فهميدند

من ديوانه پريشان تو هستم بانو

با تو آرام ترين شاعر شهرم حتي

قدر يك چاي كه مهمان تو هستم بانو

هاتف كلانتري(رهگذر) 19 فروردين 1394




اشك غزل
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 528
نویسنده : hobablink
مجنونم و فدايي ليلا بيا بيا

دلگيرم از زمانه و دنيا بيا بيا

بايد هزار مرتبه عاشق شوم ولي

ياري نمي كند دل تنها بيا بيا

ساحل غریب مانده صدا می زند تو را

پژواك عاشقانه دريا بيا بيا

پيچيده در تمامي جنگل سكوت مرگ

اي بغض در ترنم افرا بيا بيا

اشك غزل درامده بانو نگاه كن

لبريزم از ترانه و رويا بيا بيا

 

هاتف كلانتري(رهگذر)

10 شهريور 95




post
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 524
نویسنده : hobablink
در من طلوع کرده غزلهای تازه ای

تشبیه و استعاره مثلهای تازه ای

وقت ستاره چیدن ذهنم ظهور کرد

در کهکشان شعر زحلهای تازه ای

كندوي دل اگرچه پريشان شده ولي

دارد به سر هواي عسلهاي تازه اي

من عاشقم بهانه نمی اورم که هست

در این دل شکسته گسلهای تازه ای

پاییز می رسد ز سفر  تا که بشنوم

از برگهای خشک غزلهای تازه ای

هاتف کلانتری

دوم مهر 95




سکوت
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 531
نویسنده : hobablink

سکوت

سهم جاده ای بود در دوردست

که فرو می خورد

بغض مسافرانش را

و خاطراتی مبهم

که تکیه داده بودند به پنجره های اتوبوس

و تکرار

و تکرار

و تکرار سرهاشان

آشنا بود برای سنگریزه ها

و هنوز در آن حوالی

فریاد 

یک دره است

 

هاتف کلانتری- آبان 98




post
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 540
نویسنده : hobablink

بی‌خیال آنجلینا گشته‌ام امروز من

دلبری در حد آن‌شرلی برایم کافی است

هاتف کلانتری




ای.ای.کامینگز - باد
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 546
نویسنده : hobablink

مجموعه شعر «خسته‌ای (فکر می‌کنم) از ای.ای.کامینگز با ترجمه سینا کمال آبادی و سمیرا نکوئیان به تازگی منتشر شده است. شعری از این مجموعه:

 

ای ای کامینگز

     بادی وزیده است و باران را برده است

     و آسمان را برده است و برگ‌ها را برده است

     و درختان ایستاده‌اند. گمان می‌کنم دیرزمانی است

     که من هم پاییز را می‌شناسم (و چه داری که بگویی؟

     باد باد باد ــــ عاشق کسی شده‌ای

     و گلبرگی در دلت داری

     که از تابستان زبان‌بسته دزدیده باشی؟

     پدرِ دیوانه‌ی مرگ

     برقص بی‌رحمانه برایمان و آغاز کن.

 

     آخرین برگ تاب می‌خورد در آخرین حافظه‌ی

     هوا!) بگذار همان‌طور که دیده‌ایم

     تکامل ویرانی را ببینیم و بادی وزیده است و باران را

 

     برده است و برگ‌ها و آسمان را

     و درختان ایستاده‌اند:

     درختان ایستاده‌اند. درختان

     ناگهان به انتظار می‌مانند در برابر چهره‌ی ماه.

 

از ای.ای.کامینگز

ترجمه سینا کمال آبادی و سمیرا نکوئیان




    توماس ترانسترومر - معلوم نیست
    نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
    بازدید : 523
    نویسنده : hobablink

    .

         گاهی خوابت را می‌بینم

         بی‌صدا

         بی‌تصویر

         مثلِ ماهی در آب‌های تاریک

         که لب می‌زند و معلوم نیست

         حباب‌ها کلمه‌اند،

         یا بوسه‌هایی از دل‌تنگی.

     

    از توماس ترانسترومر

    ترجمه خلیل پاک نیا




    💬 نظرات کاربران
    💬ثبت نام کاربران
    💬ورود کاربران