پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
نسخه جدید تلگرام اندروید – دانلود Telegram 5.12.1
نوشته شده در سه‌شنبه 10 دی 1398
بازدید : 2155
نویسنده : hobablink



ریحانه ای از بهشت
نوشته شده در پنج‌شنبه 05 دی 1398
بازدید : 604
نویسنده : hobablink

برای زهرای مرضیه سلام الله علیها

 

 

 

 

بوی پدر را داشت  دستان دعایش

آهنگ عرفان موج می زد در صدایش

 

او مرهمی بر خستگی های زمین بود

سوغاتی عرش خدا بر مصطفایش

 

بر بال جبراییل آوردند یک شب

آن سیب پر مهر بهشتی را برایش......

 

وقتی که در یاس وجودش جان دمیدند

تا انتهایش عشق بود از ابتدایش

 

شاید خدا عاشق تر از هر روز می کرد

زیبا ترین تصویر خلقت را عطایش

 

از جنس این دنیا نبود این چشمه نور

" تفسیر کوثر"  شاهدی بر مدعا یش

 

وقتی فدک فریاد می زد از غریبی

او با تمام عشق می گفت از خدایش

 

نالید آخر آسمان از ناله هایش

فریاد زد دنیا ! رهایش کن، رهایش!

 

می رفت و پا بر شانه های قدسیان داشت

هفت آسمان، زانو زنان،  در پیش پایش

 

از عطر او مست است شبهای مدینه

ابری شده آرامش حال و هوایش




تا بهشت یاس
نوشته شده در پنج‌شنبه 05 دی 1398
بازدید : 687
نویسنده : hobablink

هرگز نرفته ز خاطر من یاد پاک تو

ای آنکه در وجود زمین سبز و روشنی

دستی به گونه خجل این بغض می زنی؟

امشب صدای کبوتر هم  گرفته سخت

باران تپیده  ولی سال هاست

لبهای خاک ترک خورده مانده است

گرچه هوای زمزمه هایم  بهارای اند

بر رود های تشنه  پاییز جاری ام

ازآسمان جماران تا  بهشت یاس

بر بال های نیایش آرمیده ام

در حالتی ز بی خودی و اندوه واری ام

احساس می کنم که در این دشت های زخم

 تنها گلم که اسیر نچیدنم

چون لحظه ای  یتیم  که در  دامن زمان

بر درد کهنه خود زانو زده، منم

تا دل خوشم

به سایه این ابرهای تار

بر من تو ای نشانه هفت آسمان ببار!

بر من ببار تا که غبار زمان شود

پنهان به زیرروزهای آخر بهار




سیب سرخ عشق
نوشته شده در پنج‌شنبه 05 دی 1398
بازدید : 667
نویسنده : hobablink
 

 

تمثیلی از بهشت برین: با تو بودنم

از لابلای چشم تو خود را ربودنم

 

گاهی  که درمیان غزل غرق می شوم

زیباست دست و پا زدنم، از تو گفتنم

 

سرد است بی تو کلبه شعر و ترانه ام

ای آتش تمام تپش های این تنم!

  

باور نمی کنی که دراین روزهای زخم

تنها کسی که ساده زجان دوست داردت، منم؟ 

اینجا سکوت می وزد و سرد می شود

من گرم در خیال تو و افسوس  خوردنم

 

ای میوه بهشتی من ، سیب سرخ عشق

من تا ابد به گونه تو بوسه می زنم

 

 






از زبان قدس
نوشته شده در پنج‌شنبه 05 دی 1398
بازدید : 685
نویسنده : hobablink
 

گهواره آسمانی ات ابراهیم!

 

از ظلم زمان همیشه مبهوت شدم

قربانی خودخواهی طاغوت شدم

 

داوود! دوباره چشم بگشا و ببین

این بار اسیر خشم جالوت شدم

 

گهواره آسمانی ات ، ابراهیم!

درگیر هجوم تیر و باروت شدم

 

هرچند که از چشمه حق نوشیدم

از فرط فساد و فتنه فرتوت شدم

 

وجدان زمین پاک فراموشم کرد

تا مساله ای همیشه مسکوت شدم

 

مردان عرب خدا کند جمع شوند

شاید به خودم دوباره مربوط شدم

 

آن قدر که خون و اشک در من جاری ست

از دور شبیه قفل تابوت شدم




غدیر
نوشته شده در پنج‌شنبه 05 دی 1398
بازدید : 665
نویسنده : hobablink
 

 

 

 

 

ما را زبان از گفتن آن ناگزیر است

زیبا ترین روز خدا عید غدیر است

 

 

دلهای یاران علی دریاست هر چند

جایی که در آن شیعه نازل شد کویر است

 

 

هرگز نخواهد دید دنیا همچو او را

 شاهی که فرش زیر پای او حصیر است

 

 

بر ما خدا اتمام کرده حجتش را

 زیرا که لطف او به شیعه بی نظیر است

 

 

دنیا نمی دانست قدرش را و افسوس

حالا برای گفتنش بسیار دیر است

 

 

آری زبان از گفتن آن ناگزیر است

زیباترین روز خدا عید غدیر است

 

 

 

 

 




تجربه
نوشته شده در پنج‌شنبه 05 دی 1398
بازدید : 664
نویسنده : hobablink
چند سال است که که در مدرسه تجربه ، می آموزم و

می اندوزم

 

ولی افسوس که این مدرسه شهریه بالایی دارد

به اندازه یک عمر.....................

 

 




پیام
نوشته شده در پنج‌شنبه 05 دی 1398
بازدید : 660
نویسنده : hobablink
گاهی دلم می بارد 

ترک های تردید در کویر ذهنم محو می شوند

به افق خاکستری خیالم خیره می شوم

روشن میکنم همراهم را

و تنها به تو پیام میدهم

 

روز بخیر دوستت دارم

و چند شکلک پر تپش و

ارسال.

 

این یعنی عشق

بله فکر میکنم همین یعنی عشق

 




سخت است برایم...
نوشته شده در پنج‌شنبه 05 دی 1398
بازدید : 660
نویسنده : hobablink

سخت است برایم که تو را دیر ببینم 

باز آمده ام تا که تو را سیر ببینم

 

میترسم از آن روز که در آیینه عمر

نا کام تر از خویش تو را پیر ببینم

 

نقاش جهان طرح دلی خون بزند باز

در قلب پر از حادثه ام، تیر ببینم

 

میترسم از آن خواب که تعبیر شود صبح

 در چشم کسی چشم تو درگیر ببینم

 

تقدیر من این بود که از پنجره عشق

 همواره هوایی تر و دلگیر ببینم

 

حیف است که در گوشه زندان تنم باز

احساس تورا در غل و زنجیر ببینم

 

ای کاش که در نامه یلدای من امشب

فالی پر از آرامش و تدبیر ببینم

 




post
نوشته شده در پنج‌شنبه 05 دی 1398
بازدید : 651
نویسنده : hobablink

قدر بدان

 

ایستاده پشت در مهمانت˓ امشب˓ باز کن

ای خدای خوب من در خلوتم اعجاز کن

 

گفته بودی دعوتم˓ مهمان مخصوص خودت

دست خالی آمدم˓ اما شما اغماض کن 

 

راه طولانی نبود اما چه سخت و پر خطر

چاره ای بر راه های پر ز دست انداز کن

 

 

با دلی بی تاب و سرکش آمدم˓ رامم کنی

لااقل فکری برای این دل لجباز کن

 

گفته بودی چون شب قدرست˓ قدرش را بدان

مهربان باش امشب و فردا برایم ناز کن

 

 

جای بغض کهنه ای در تار و پودم مانده است

ای جراحت های جان خسته ام سر باز کن

 

یا تن تب دار من را یک بغل پاشویه کن

یا صدای عشق را یک دم طنین انداز کن

 

نامه تقدیر ها را پر کن از آرامشت

 طرح عشق تازه ای را در دلم آغاز کن

 

ای دل آسوده خاطر باز شد درهای بسته

دیگر اکنون سمت صاحب خانه ات پرواز کن

 

 




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران