پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
نقد شعر
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 617
نویسنده : hobablink
                                    تحلیل و تفسیر شعر کتیبه

 

                             

                           بر گرفته از سایت ادبیات معاصر ایران

ادامه مطلب...




شعر هفته
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 605
نویسنده : hobablink
                                         وقتی که من بچه بودم

وقتی که من بچه بودم ،
پرواز یک بادبادک
می بردت از بام های سحرخیزی پلک
تا
نارنجزاران خورشید .
آه ،
آن فاصله های کوتاه .
وقتی که من بچه بودم ،
خوبی زنی بود که بوی سیگار می داد ،
و اشکهای درشتش
از پشت آن عینک ذره بینی
با صوت قرآن می آمیخت .

وقتی که من بچه بودم ،
آب و زمین و هوا بیشتر بود ،
و جیرجیرک
شب ها
درمتن موسیقی ماه و خاموشی ژرف
آواز می خواند .

وقتی که من بچه بودم ،
لذت خطی بود
ازسنگ
تازوزه آن سگ پیر و رنجور .
آه ،
آن دستهای ستمکار معصوم .


وقتی که من بچه بودم ،
می شد ببینی
آن قمری ناتوان را
که بالش
زین سوی قیچی
باباد می رفت –
می شد،
آری
می شد ببینی ،
و با غروری به بیرحمی بی ریایی
تنها بخندی .


وقتی که من بچه بودم ،
درهرهزاران و یک شب
یک قصه بس بود
تاخواب و بیداری خوابناکت
سرشار باشد .


وقتی که من بچه بودم ،
زورخدا بیشتر بود .


وقتی که من بچه بودم ،
برپنجره های لبخند
اهلی ترین سارهای سرور آشیان داشتند ،
آه ،
آن روزها گربه های تفکر
چندین فراوان نبودند .


وقتی که من بچه بودم ،
مردم نبودند .


وقتی که من بچه بودم ،
غم بود ،
اما
کم بود.


اسماعیل خویی 

 بیستم اردیبهشت 1347 - تهران




سهراب از دید شاعران
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 612
نویسنده : hobablink
        سهراب از دید شاملو،اخوان،مصدق،م.آزاد و سیمین بهبهانی 

                                       

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                   برگرفته از سایت دینگ دانگ




شعر هفته
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 597
نویسنده : hobablink

ارتفاع سبز

بازوی تو دو خط موازیست
کاو
 در امتداد صفحه ی دریا
تا دوردست سبز زمان بودنی که خواهد بود

و هستی ای که خواهد زیست
را
 رهایی آموخت .

دریا ، به استغاثه ی ساحل جواب گفت
 و همخوابی نجیب بدنهای لخت را به شن ها نوید داد .

رفتار خون
 در رهگذار وسعت دریا
 یادآور تلاش غم انگیز کوسه هاست .
 ایا کدام کوسه ، خیابان سرخ را
 بر ماده اش بشارت می گوید ؟
 و کدامین ساحل بژ گونه ی نهفته ی ذهنش را
 از وحشت عظیم کولاک می شوید؟
شبها
 نیروی سبز جاذبه ی ماه
 مد عظیم دریا را آغاز می کند
 و
 دریا
 در بی نهایت خواب سبزش آن دو خط موازی را پیوند می زند
 و
آن گاه
 برج بلند و محتشم مد سبز را
 بر نقطه ی تقاطع بر پای می کند .

ای ارتفاع سبز
 ای منطق وسیع ریاضی
 با حشمت بلیغ اعداد
تفسیر کن
تفسیر کن مرا :
-جان مرا -
جانی که در شکوه دگردیسی
قشر سیاه گونه ی تنگش را به دریاهای دور افکند .

                                                      (( فرخ تمیمی))




نقد ادبی
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 602
نویسنده : hobablink
                                    چهره زن در شعر شاملو

                     

 ادامه مطلب.......




شعر هفته
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 597
نویسنده : hobablink

باد ها در گذرند

باید عاشق شد و خواند
 باید اندیشه کنان پنجره را بست و نشست
 پشت دیوار کسی می گذرد می خواند
 باید عاشق شد و رفت
 چه بیابانهایی در پیش است
 رهگذر خسته به شب می نگرد
 می گوید : چه بیابانهایی باید رفت
باید از کوچه گریخت
 پشت این پنجره ها مردانی می میرند
و زنانی دیگر
به حکایت ها دل می سپرند
پشت دیوار کسی دریاواری بیدار
به زنان می نگریست
 چه زنانی که در آرامش رود
باد را می نوشند
 و برای تو
 برای تو و باد
آبهایی دیگر در گذرست
 باید این ساعت اندیشه کنان می گویم
رفت و از ساعت دیواری پرسید و شنید
و شب و ساعت دیورای و ماه
به تو اندیشه کنان می گویند
 باید عاشق شد و ماند
 باید این پنجره را بست و نشست
پشت دیوار کسی می گذرد
 می خواند
 باید عاشق شد و رفت بادها در گذرند 
                            

                                            محمود مشرف آزاد تهرانی(م.آزاد)




حماقت از نوع پسانيمايي!!!
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 632
نویسنده : hobablink

از کوزه همان برون تراود که در اوست (در کارگاه شعر آقای باباچاهی چه نوع محصولاتی تولید می‌شود؟)

به نقل از سايت دينگ دانگ

 

ادامه...

 




درد یعنی بزنی دست به انکار خودت...
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 604
نویسنده : hobablink

درد یعنی بزنی دست به انکار خودت
عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت


به خدا درد کمی نیست که با پای خودت
بدنت را بکشانی به سر دار خودت 


کاروان رد بشود، قصه به آخر برسد
بشوی گوشه ای از چاه خریدار خودت


درد یعنی لحظاتی به دلت پشت کنی
بشوی شاعر و یک عمر بدهکار خودت


درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد
بگذاری برود! آه... به اصرار خودت!


بگذاری برود در پی خوشبختی خود
و تو لذت ببری از غم و آزار خودت


درد یعنی بروی ، دردسرش کم بشود
بشوی عابر آواره ی افکار خودت

 

اینکه سهم تو نشد درد کمی نیست ولی
درد یعنی بزنی دست به انکار خودت...

 

علی صفری

HTTPS://TELEGRAM.ME/ALISAFARIPOEMS




حال من
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 595
نویسنده : hobablink

گفته بودم می روی دیدی عزیزم آخرش ! 
سهم ما از عشق هم شد قسمت زجرآورش


زندگی با خاطراتت اتفاقی ساده نیست !
رفتنت یعنی مصیبت ، زجر یعنی باورش 


یک وجب دوری برای عاشقان یعنی عذاب
وای از آن روزی که عاشق رد شود آب از سرش


حال من بعد از تو مثل دانش آموزی ست که 
خسته از تکلیف شب ، خوابیده روی دفترش


 بی تو بین گریه ها یاد تو در آغوشم است
من شدم مرداب و یاد تو شده نیلوفرش


با تو فهمیدم جدایی انتهای عشق نیست
آشنا کردی مرا با روزهای بدترش!


جای من این روزها میزی ست کنج کافه ها
یک طرف اندوه و من یاد تو سمت دیگرش


مرگ انسان بعصی اوقات از نبود نبض نیست
مرگ یعنی حال من با دیدن انگشترش

علی صفری

HTTPS://TELEGRAM.ME/ALISAFARIPOEMS
 




برای پنجره‌خانه ماه کم دارم
نوشته شده در دوشنبه 25 آذر 1398
بازدید : 7
نویسنده : hobablink

برای پنجره‌خانه ماه کم دارم
کنار من بنشین‌، تکیه گاه کم دارم


بخند یاد تو را در دلم ذخیره کنم
برای روز مبادا پناه کم دارم


مسیر عقل کماکان به هیچ جا نرسید
برای داشتنت اشتباه کم دارم


برای حرف دلم لمس شانه ات کافیست
برای حرف دلم اصطلاح کم دارم


میان این همه افسوس، آرزو کم نیست
میان این همه بن بست، راه کم دارم


تو از وصال و زمانش سوال می پرسی
و در جواب تو صد سینه آه کم دارم


حساب اشک من و روزگار جای خودش
برای عدل خدا دادگاه کم دارم

 

علی صفری

HTTPS://TELEGRAM.ME/ALISAFARIPOEMS

 




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران