پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
بازدید : 496
نویسنده : حامد
دانلود رمان سیگار شکلاتی به صورت ( pdf موبایل )

 
 نام کتاب رمان : سیگار شکلاتی

 نام نویسنده : هماپور اصفهانی
حجم رمان سیگار شکلاتی :

خلاصه داستان رمان سیگار شکلاتی :

به عنوان یک خواننده و عضو کوچکی از این خانواده بزرگ و پر طرفدار، و به عنوان یک دوست تا جایی که سواد و علم و دانش ناچیزم اجازه می داد ناخونکی به دنیای نقد و تحلیل زدم. هر اطلاعاتی استفاده شده با منبع هست و صرفا برای اینکه حرفی زده باشم چیزی ننوشتم.سیگار شکلاتی داستانی معمایی_عاشقانه همراه با قلمی بسیار جذاب که خواننده های زیادی را به خود جذب کرده است.به جرئت می توان گفت داستان از پی رنگ و درون مایه ی قوی ای برخوردار است. به دیگر نکات مثبت این رمان می توان به شخصیت سازی های جالب و البته جذاب نیز اشاره کرد.

 

لینک صفحه دانلود دانلود رمان سیگار شکلاتی


 



رمان جدید هما پور اصفهانی بنام استایل pdf
نوشته شده در 30 فروردين 1399
بازدید : 486
نویسنده : حامد

رمان استایل نوشته هما پور اصفهانی

 ادامه مطلب مراجعه کنید




بازدید : 501
نویسنده : حامد

رمان تباهکار از فرشتهfereshteh27

 

قسمت پنجم| ادامه مطلب مراجعه کنید.




بازدید : 527
نویسنده : حامد

رمان تباهکار از فرشتهfereshteh27

 

قسمت چهارم| ادامه مطلب مراجعه کنید.




بازدید : 507
نویسنده : حامد

رمان تباهکار از فرشتهfereshteh27

 

قسمت سوم| ادامه مطلب مراجعه کنید.




بازدید : 516
نویسنده : حامد

رمان تباهکار از فرشتهfereshteh27

 

قسمت دوم | ادامه مطلب مراجعه کنید.




بازدید : 527
نویسنده : حامد

رمان تباهکار از فرشتهfereshteh27

tabahkar

مردمان سرزمین من..زمانی که مردان، تحت ستم قرار می گیرند؛ سری تکان می دهند و زمزمه می کنند: این یک فاجعه است!
و
زمانی که زنان، تحت ستم قرار می گیرند؛ با جسارت تمام فریاد می زنند: این سنت است!
نه..زندگی ناعادلانه نیست..
این ما هستیم که اجرای صحیح عدالت را بلد نیستیم..
گناهی نداریم..
نخواستن..نذاشتن..یادمان ندادن..
نفهمیدن..که زن از پاکی تشبیه به روح خداوند است..
به قداستش تهمت زدند..
زن..ضعیف نیست..اما غرق شد در لجنزار احساس و او را فاحشه خواندن..
اشک چشم و آه دلش را ندیدن..بی رحمانه روحش را به قهقرا بردند!
ای مردم..او..یک زن است..تباهکار نیست.. تابوشکن هم نیست..
او..دختر..همسر..مادر..و از همه مهمتر او یک زن است..پاکیش را زیر سوال نبرید..چرا؟!..چون دیده اید؟!..چه چیز را دیده اید که باعث خاموشی شرف و انسانیت شما شده؟! ..خدا هم پی به تقدس او برد و لقب مادر را نثار جسم ظریفش کرد..او کوهی از صبر و شکیبایی ست..
می خواهی زن را بفهمی؟!..دل به دلش دهی و دردش را همانطور که هست درک کنی؟!..
با نگاه و ختمش به یک کلام نمی توانی زن را قضاوت کنی..
پس..او را خط به خط بخوان..

◽مقدمه ی رمان:
خسته ام،خسته..
به تمام سال های گمراهی ام قسم..
به تمام عشق و رسوایی ام..
به تمام ریاکاری های دنیویم..
به تمام بهانه های پوچ و بی اساسم قسم..
نکردم نکردم نکردم،مگر تو را پیدا کنم..
خواستم..نیازمندیم را درمان کنم،به خطا رفتم..
به محبت بی انتهایت برسم،رسوا شدم..
الفبای عشق را تمرین کنم،گناهکار شدم..
سرنوشت را بار دیگر محکم بسازم،ویرانگر شدم..
گذشته ام را جبران کنم،تباهکار شدم..
خودم را فراموش کنم،خودخواه شدم..
خواستم..عشق را محصور خویش کنم،مغرور شدم..
تنهایی را تجربه کنم،در بین انبوهی از آدم های مصنوعی گم شدم..
خواستم..اما.....
خوب می دانم که..از همان لحظه ی دیدار نباید می شد..
دل من بر تو گرفتار نباید می شد..
چشم هایم که تو را دید پسندید اما..
این همه عاشق و شیدا نباید می شد..
عقل من حکم به اعدام دلش گر می داد..
او دگر همچو دلم خار نباید می شد..
دست من گرچه به دست تو گره خورد ولی..
لایق اسم تباهکار نباید می شد..
عاشقی درد بزرگیست به دادمم انداخت..آه..اما..
شده است آنچه به ناچار نباید می شد..




بازدید : 523
نویسنده : حامد

رمان بدون سانسور

بدون سانسور :)

عبارت بالا یکی از بیشترین کلماتی هست که بین کلمات مرتبط با رمان و کتاب جست و جو میشه .

در این مقاله کوتاه سعی کردیم دلایل جست و جو “چند هزار” مرتبه در روز این عبارت رو مورد بررسی قرار بدیم :دی

شاید اگه خیلی خوشبینانه بخوایم نگاه کنیم ، احتمالا دوستان دوستدار ادبیات به دنبال رمان هایی سیاسی اجتماعی خاصی هستن که احتمال میدن ممکنه برخی مباحث کتاب مورد نظرشون سانسور شده باشه و برای همین با چسبوندن “بدون سانسور” به اخر رمان مورد نظرشون ریسک خوندن رمان سانسوری رو به حداقل برسونن .

اما متاسفانه مثال خوشبینانه بالا صرفا مثاله و دلیل گشتن به دنبال رمان بدون سانسور مثال بالا نیست .

تو این چند سالی که بازار رمان های تایپی و اینترنتی خیلی داغ بوده یه سری مطالب با پیشبند رمان در اینترنت منتشر شد که واقعا برای گشتن به دنبال اون مباحث چسبوندن عبارت بدون سانسور توی سرچ گوگل لازمه .

دوستانی که سعی کردن ضعف نوشتنشون رو با پرداختن به موضوعات جنسی یا مباحث خصوصی روابط عاشقانه بپوشونن و خیلی فاحش خواننده رو با مسائل اینچنینی اشنا کنن.

استدلال خیلی جالبی که این دوستان نویسنده(نما) در برابر انتقاداتی که به سبک نوشتنشون میشه دارن، اینه که تو جامعه فعلی ما کمتر کسی پیدا میشه که با این مسائل اشنا نباشه و نویسنده صرفا سعی کرده احساساتشو به قلم تزریق کنه و از ته دلش بنویسه :|

شاید مسخره ترین وجه تشابه رمان های اینچنینی روابط فوق العاده بچه گانه و غیر منطقی (و شاید مسخره) که بین دو نقش اصلی داستان به وجود میاد باشه که کل داستان حول این رابطه میچرخه که نویسنده اسم این رابطه رو با اعتماد به نفس کامل گذاشته عشق :)




بازدید : 527
نویسنده : حامد

معرفی رمان و کتاب های پرطرفدار

 معرفی کتاب های برتر

 معرفی رمان و کتاب, نقد و بررسی رمان

بعد از درخواست های مکرر شما کاربران عزیز بخش "معرفی رمان و کتاب" فعالتر از همیشه به فعالیت خودش ادامه خواهد داد . سعی میشه حداکثر هرماه آخرین رمان های چاپ شده ایرانی و ترجمه شده هارو بهتون معرفی کنیم تا بتونید خرید هدمندانه تری داشته باشید :)




دانلود کتاب صوتی زنان کوچک
نوشته شده در 30 فروردين 1399
بازدید : 487
نویسنده : حامد

دانلود کتاب صوتی زنان کوچک

زنان کوچک نام رمان بلندی از لوییزا می الکات، نویسنده آمریکایی است. داستانی که به بیش از ۵۰ زبان ترجمه شده و موفق شده‌ است از میان مرزهای فرهنگی و مذهبی عبور کند. داستان در مورد زندگی ۴ خواهر - مگ، جو، بت و ایمی مارچ- است که با الهام از زندگی واقعی نویسنده با سه خواهرش نوشته شده‌ است.

داستان کتاب زنان کوچک در مورد خانواده مارچ است که قبلاً پولدار بوده‌اند ولی الان وضعیت خوبی ندارند و پدرشان برای کمک به سربازان وطن به جنگ رفته است و حالا آن‌ها سعی می‌کنند زندگی خود را اداره کرده و در کنارش به مردم محتاج کمک کنند. آن‌ها همگی زندگی نسبتا سختی دارند و از یکدیگر حمایت می‌کنند و ماجراهای جالبی برایشان پیش می‌آید.

در کتاب دوم، ماجراهای جالبی پیش می‌آید که از برجسته‌ترینشان می‌توان به این ماجراها اشاره کرد:

لاری عاشق جو می‌شود و جو هم که این موضوع را فهمیده است سعی می‌کند از او دوری کند؛ ولی یک روز وقتی برای قدم زدن به بیرون می‌روند لاری درخواست خود را به زبان می‌آورد و از جو می‌خواهد با او ازدواج کند. لاری به او می‌گوید که از اولین لحظه‌ای که او را دیده است عاشقش شده است. جو درخواست او را رد می‌کند و به او می‌گوید که با وجود این که سعی کرده است، نتوانسته است عاشق لاری باشد.

لاری که افسرده شده است به همراه پدربزرگ خود به اروپا می‌رود و در آن جا ایمی را ملاقات می‌کند و چون ایمی خیلی با او مهربان بوده است، عاشق ایمی می‌شود و ایمی هم که او را دوست دارد با او ازدواج می‌کند.

خواهر خود بسیار اندوهگین شده است کتابی به نام "بتِ من" (My Beth) می‌نویسد و آن را برای دوست خود پروفسور می‌فرستد. پروفسور با خواندن کتاب عاشق جو می‌شود و جو هم با وجود این که به لاری گفته است هرگز ازدواج نمی‌کند، عاشق پروفسور می‌شود و وقتی پروفسور بعد از ازدواج ایمی و لاری به آمریکا می‌آید، جو را ملاقات می‌کند و سرانجام به او می‌گوید که دوستش دارد و آن‌ها با هم ازدواج می‌کنند.

دانلود در ادامه مطلب